[آرشيو شده ها]
زائر بارانيم، آقا به دادم ميرسي؟ / بي پناهم، خسته ام، تنها، به دادم ميرسي؟/ گرچه آهو نيستم، اما پر از دلتنگيم/ ضامن چشمان آهوها، به دادم ميرسي؟
 چهارشنبه 14 آذر 1386 , ساعت 2:37 عصر |[ پیام]
ميروم....ميروم.../ همچو بلبل با هزاران شور و غوغا ميروم/سوي آن گلچهره مست دل آرا ميروم/جسته ام سرچشمه شور و نشاط و مهر و عشق/ قطره اي نوشيده ام، سرمست و شيدا ميروم/(منوچهر ساگارت).
 چهارشنبه 14 آذر 1386 , ساعت 10:14 صبح |[ پیام]

بار اوليه که طعمش رو ميچشي!! مريضي و موندي خونه، به جاي استراحت، اومدي نشستي پاي نت و مي نويسي. زيادم بد نيست. مخصوصا که تولدتم باشه و از اول صبح ، همه برات اس ام اس بفرستند (از کلمه پيامک خوشم نمياد).


 چهارشنبه 14 آذر 1386 , ساعت 8:49 صبح |[ پیام]
خوب، پيش مياد ديگه. اونجا هم که نبودم. پيتزا هم که ندادم. پيتزا هم که نخوردم. دوقلو هم که نيستيم. اما خوب امروز 14 آذر دقيقا تولد منم هست. تولدم مبارک.
 چهارشنبه 14 آذر 1386 , ساعت 1:27 صبح |[ پیام]
دارم يادداشت مي نويسم؛ درباره خريدن گوشي همراه جديد.
 دوشنبه 12 آذر 1386 , ساعت 4:54 عصر |[ پیام]
   [آرشيو شده ها]