1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو شده ها]
ميگم!بگم؟ميگم ماشالله اينک داره رو دست الهه خانم مي چرخه...ميگم ؛الهه جان! اينک را بايد پشت قباله ات انداخت.
مي دونين چي گفت؟
گفت:....
 شنبه 8 تير 1387 , ساعت 2:49 عصر |[ پیام]

بابا...از دست اين دونا بچه کلافه شدم.ار بس با هم با همديگه و هم با باباشون پچ پچ کردند...مثلا من نشنوم...


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 12:48 صبح |[ پیام]

اونايي که به من تبريک گفتند ...ار همه تون ممنونم


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 12:43 صبح |[ پیام]
سلام...بابا روز مادر براي مامان هاتون مبارک.
 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 12:42 صبح |[ پیام]

من کلافه ام ....


 چهارشنبه 29 خرداد 1387 , ساعت 11:45 عصر |[ پیام]

مي خوام يک آفيس 2007 نصب کنم .اما نميشه...اه...اين داداش من هم که در دسترس نيست که!!!


 چهارشنبه 29 خرداد 1387 , ساعت 11:43 عصر |[ پیام]

آخرش از دست اين پارسي بلاگ دق مي کنم.نگين نگفتي...


 چهارشنبه 29 خرداد 1387 , ساعت 11:38 عصر |[ پیام]
اين همه تو مادرانه ار سفر شمال نوشتم.اه...همهش پريد
 چهارشنبه 29 خرداد 1387 , ساعت 11:35 عصر |[ پیام]
< language=java>


مسافرت هول هولکي هميشه هم بد نيست ها...جاتون که خالي بود...
 دوشنبه 27 خرداد 1387 , ساعت 11:19 عصر |[ پیام]
< language=java>


چه لذتي دارد که برق برود و تو با لپ تاب شارژ شده آسان و راحت آن لاين بشوي.آن هم در تاريکي خانه....
 سه‏شنبه 21 خرداد 1387 , ساعت 11:12 عصر |[ پیام]

 آهاي زاينده رود! تو چطور ادعا مي کني که زيباترين رود خانه اي؟در حاليکه کارون زيباروها را در خودش جاي داده...چي ميگي تو؟؟
< language=java>



 يکشنبه 12 خرداد 1387 , ساعت 10:46 عصر |[ پیام]

چقدر پارسي بلاگ فرق کرده ها...خب منم برگشتم خونه مون.کار بدي کردم؟
< language=java>



 يکشنبه 12 خرداد 1387 , ساعت 10:41 عصر |[ پیام]

نميدانم اينجا بايد غزل خداحافظي مادرانه رو بخونم يا توي وبلاگ مادرانه پارسي بلاگ.کام؟


 چهارشنبه 8 خرداد 1387 , ساعت 6:48 صبح |[ پیام]

نميدانم اينجا بايد غزل خداحافظي مادرانه رو بخونم يا توي وبلاگ مادرانه پارسي بلاگ.کام؟


 چهارشنبه 8 خرداد 1387 , ساعت 6:48 صبح |[ پیام]

از تمام دوستانم ممنونم که مادرانه را از ابتداي کار حمايتش کردند.تشويش کردند که بنويسه.و از همه مهم تر مديون داداش کوچيکه هستم که مادرانه توي مسير خودش راه انداخت و رفت.اصلا مادرانه به اعتبار او بود که به راه افتاد. و گرنه کسي مادرانه رو از کجا مي‏شناخت که بخواد حمايتش کنند؟؟؟


 چهارشنبه 8 خرداد 1387 , ساعت 6:47 صبح |[ پیام]
   1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو شده ها]