[آرشيو شده ها]
[آرشيو شده ها]
خيال رفتگان شب تا سحر در جانم آويزد
خدايا اين شباويزان چه مي خواهند از جانم؟!
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:42 صبح |[ پیام]
قول دادم بخوابم تا سر دردم بهتر بشه. رفتم بخوابم اما نشد خب. خوبش نشد.
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:28 صبح |[ پیام]
عاشق سکوت و آرامش شبم. در اين آرامش فقط دوست دارم شعر بخونم. چند تاش رو که خوشم اومد اينجا نوشتم. . . بنوعي دزدي شعر نمودم. شايدم بگم کپي خب بهتر باشه.
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:15 صبح |[ پیام]
در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريکي
من در اين تيره شب جانفرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريکي
من در اين تيره شب جانفرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:10 صبح |[ پیام]
...در من اگر شکستِ سکوتي نيست
در من اگر چکاوک شعري بالي نمي کشد
زان روست
که شوکت قبيله گلها در هم شکسته است...
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:6 صبح |[ پیام]
خيال رفتگان شب تا سحر در جانم آويزد
خدايا اين شباويزان چه مي خواهند از جانم؟!
خدايا اين شباويزان چه مي خواهند از جانم؟!
يکشنبه 13 مرداد 1387 , ساعت 2:1 صبح |[ پیام]
چقدر سخته وقتي نميدوني ... چه کاري درسته و چه کاري اشتباه!!!
تازشم وقتي فهميدي کدوم درسته، خجالتت بشه برا انجامش!!
تازشم وقتي فهميدي کدوم درسته، خجالتت بشه برا انجامش!!
پنجشنبه 3 مرداد 1387 , ساعت 12:18 صبح |[ پیام]
...ز من هر آنکه او دور /چو دل به سينه نزديک /به من هر آنکه نزديک /از او جدا جدا من /نه چشم دل به سويي /نه باده در سبويي /که ترکنم گلويي /به ياد آشنا من /ستاره ها نهفتند /در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست /هواي گريه با من
شنبه 22 تير 1387 , ساعت 1:48 صبح |[ پیام]
به هر آن کجا که باشد بجز اين سرا سرايم/ سفرت به خير اما تو و دوستي خدا را
چو از اين کوير وحشت ............., به شکوفه ها به باران // برسان سلام ما را.
چو از اين کوير وحشت ............., به شکوفه ها به باران // برسان سلام ما را.
شنبه 22 تير 1387 , ساعت 1:41 صبح |[ پیام]
به کجا چنين شتابان؟ گون از نسيم پرسيد/دل من گرفته زينجا , هوس سفر نداري؟
ز غبار اين بيابان؟/همه آرزويم اما.... چه کنم که بسته پايم....//به کجا چنين شتابان؟
ز غبار اين بيابان؟/همه آرزويم اما.... چه کنم که بسته پايم....//به کجا چنين شتابان؟
شنبه 22 تير 1387 , ساعت 1:40 صبح |[ پیام]
نميدونم اسم اين حس رو بايد چي بذارم؟؟
اينکه فکر کني : چقدر از اصل خودت دور افتادي!!
اينکه فکر کني : چقدر از اصل خودت دور افتادي!!
شنبه 22 تير 1387 , ساعت 1:35 صبح |[ پیام]

